اللهم اهل الكبرياء والعظمه واهل الجود والجبروت واهل العفو والرحمه واهل التقوي والمغفره اسئلك به حق هذا اليوم …

سلام

عيدتون مبارك . نماز و روزه هاتون قبول . خوبيد ؟ چه خبر ؟ از من مي پرسيد ؟ از ماه رمضون ؟ خوب چي بگم ؟ به هر حال هركس به اندازه توانايي از اين سفره چيز برميداره . نمي دونم شايد توانايي من بيشتر از اين نباشه . امسال هم نتونستم قرآن رو دوره بكنم . خدا تا سال ديگه بهم فرصت ميده ؟ شما چي فكر مي كنيد ؟ فرصت دوباره اي داريد ؟ واسه چي ؟ واسه دوباره به دنيا اومدن . واسه از نو شروع كردن . من نمي دونم ، اما شناخت شخصي من از خدا به يه جواب مثبت نزديكم ميكنه . چه بسا تا به امروز به دفعات اين شانس واسه از نو شروع كردن نصيبمون شده اما ... نه نه اي كاش اينطوري نبوده باشه . اي كاش همه چي از فردا شروع بشه . در حالي كه ما بيداريم و متوجه به اونچه كه مي گذره  .اي كاش …

فردا صبح مثل سالهاي پيش ميريم حرم واسه نماز عيد فطر . ببينيد ، نمي دونم شما تو اينجور مراسم مذهبي شركت مي كنيد يا نه ؟ حتما با خودتون فكر مي كنيد كه من از اون دست آدمام كه يه پام تو مسجده و يه پام تو حرم و… از اون آدما كه پاي ثابت منبر هستن . از اون آدما كه چفيه مي اندازن و …  نه ، مسائل رو باهم قاطي نكنيد . حساب دين و ايمون آدم از حساب مداح و منبر جداست . من توسال ، واسه شب عاشورا ، واسه شب قدر و واسه نماز عيد ارزش زيادي قائلم . اوني كه دعوتم ميكنه شيخ نيست .اونيكه دعوتم ميكنه از تبار ما آدماي زميني نيست اصلا . اون چيزي هم كه منو به اين مراسم مي كشونه ، تمامش از روي تجربه بدست اومده ، تجربه چند ساله از يه حس قشنگ ، يه حس قشنگ كه مي تونه با يه نتيجه خوب مثل برآورده شدن حاجتت همراه باشه .  چه حسي ؟  تصور بكنيد توي حرم ، توي صحن بزرگه ( صحن جامع رضوي ) هزاران نفر آدم … مجري مراسم ، خدا رو به ائمه ، تك تك ، قسم ميده و جمعيت ، نه يه نفر و دو نفر، هزاران نفر پشت سر هم آمين ميگن … آمين آمين آمين آمين آمين … تو اين فاصله كدوم حاجتم روبگم ؟ نه . صبر كنيد . يواش تر . اول كدوم رو بگم ؟  صبركنيد . خدايا پدرم ؟ خدايا مادرم ؟ يا اينكه ... پس خودم چي ؟ ... آمين آمين آمين ... نه . نه . خدايا خودت . خدايا از تو خودت رو مي خوام . خدايا همين و بس .

آنرا كه جفا جوست نمي بايد خواست   سنگين دل و بدخوست نمي بايد خواست

مارا زتو غير از تو تمنايي نيست     از دوست به جز دوست نمي بايد خواست

اين حس قشنگ رو شب قدر تو اون صحن قشنگ ( گوهرشاد ) يا روز عيد ، تو نماز صبح عيد هم پيدا مي كنم .

بعضي لحظه ها تو زندگي آدم ، آنچنان با شكوهه كه درك اون از ظرفيت خارجه . يادتون نمي ياد كه بودن در بعضي مكانها ، ديدن بعضي صحنه ها يا برخورد با بعضي افراد باعث شده باشه تا مو بر بدن شما راست بشه . اينها همون لحظه ها هستن . به سادگي از كنارشون نگذريد چون در اين صورت در بيشتر مواقع چيزي جز حسرت براتون باقي نمي مونه . در بيشتر مواقع فرصت جبران نداريد .

آخرين چيزي كه شاخه گندم به ياد مي آورد

اين بود كه تمام شاخه هاي تشنه

براي بازگشت باغبان لحظه شماري مي كردند

و دعا مي خواندند

وچون باغبان آمد

به ياد روزهايي كه در دستانش آب بود

برايش هلهله كردند

و جشن به پا كردند

ولي باغبان اينبار با داس آمده بود

شاخه گندم ديگر چيزي را به ياد نمي آورد

در پناه حق .

/ 7 نظر / 4 بازدید
ali

سلام مهندس. عيد شما هم مبارک. اميدوارم خدا اين حس معنوی رو ازت نگيره!

ziba

سلام مهدی جان . عيدت مبارک . اميدوارم خداوند به حق همين روز عزيز کمکت کنه که به اهداف متعالی ات برسی . بعضی حس ها گفتنی نيست .هر چی هم بيای و بگی مثلا وقتی می رم توی حرم اين حس بهم دست می ده شايد خيلی ها متوجه نشن ...اين حس ها رو بايد مستقيما درک کرد . خوشا به حالت که خداوند مهمونی های دلت رو جاهای خيلی خوب می گيره ...باور کن اين يه سعادت بزرگه و حتما خودت می دونی .اميدوارم موفق باشی. می دونی گاهی نوشتن از دلتنگی آدم کم می کنه نمی دونم اينو درک کردی يا نه ولی من حس می کنم يه تفاوت هايی در نوشته هات ايجاد شده ..اين که خيلی قوی تر و محکم تر شدی . يا حق

رضوان.م

سلام از آشنایی با شما و وبلاگ زيبايتان بسيار خرسندم اميدوارم موفق باشيد . با تشکر رضوان.م

خانوم nas

سلام دوست خوبم ... عيد تو هم مبارک ... آره راست ميگی ... بعضی لحضه ها خيلی قشنگه .. خيلی. من رو هم که میبینی در چه وضعی هستم .. دارم وبلاگم رو درست میکنم .. بعد اینکه از این به بعد میتونی به آدرس جدیدم که www.littleworld.tk هست سر بزنی ... تو لینکات هم منو با همین آدرس با عنوان "دنیای کوچک یک دختر" بزار .. ممنون ..

Hamid Reza

سلام آقای مهندس. من تازه با وبلاگ شما آشنا شدم.لطفا منو باخودتون ودانشگاهتون واین وبلاگ بیشتر آشنا کنید .عیدتون مبارک .از آشنایی با شما خیلی خوشحالم