ncthy7oqk10huficvy9.jpg

کادوی تولد من

تولدنامه با چاشنی رودربایستی

این آپلود به خاطر یه دوسته که به خاطر من آپلود کرده. بهترین کادو رو بهم دادی. یه دنیا کمه، به عدد ستاره ها ممنون. نمی دونم چهارتا برادر دیگه هم از شنیدن خبر رفتن تو، به اندازه من دلشون میگیره یانه ؟ .... اگه آپ نکرده بودی به خاطر من، هرگز نمی نوشتم این وقت شبی. اینم به خاطر تو. 

سلام

ساعت بوق نصف شبه و من جدا نمی دونم اینجا پشت کامپیوتر چی کار می کنم؟!؟!؟! امشب شب تولد منه و به همین مناسبت من پاک قاطی کرده ام، از بس که همه چی قاطی پاتی شده. اون عکس بالا شرح حال منه. کادوی تولد در جلو و مقاله روی دسکتاپ در پشت سر (تضاد رو داشته باشین تو رو خدا !!!!) مقاله ای که باید چند روز پیش آماده می شده، اما هنوز تموم نشده. دلیل دیگر این اوضاع آشفته من، اینه که کلی از دست خودم شاکیم که نرفتم نمایشگاه. آخه قرار بود برم کرمان که اونم داره هیچ میشه. البته استاد کوچیکه اصرار داره که من برم. اما من رفتنی نیستم. یعنی با وجود اینکه کلی دلم می خواست برم، اما نمیشه. اگه برم نمی تونم تا پیش از رفتن استاد، دو تا مقاله ژورنالی رو و مقاله کنفرانس بوستون (ASME) رو بدم بهش. تازه این مقاله ها باید ادیت بشه، بعد ارسال بشه و کلی دردسر دیگه. استاد هم که اخیرا شده ستاره سهیل! استاد بزرگه هم که اصولا بازی نیست!!!!!!!

آخ اگه میشد برم کرمان... آخ اگه رفته بودم نمایشگاه کتاب... تازه اول خرداد هم باید برم تهران. اون رو دیگه حتما باید برم. کنفرانس ملی و در سطح وزارتخونه است. این جور کنفرانسا خوب خرج می کنن و ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. البته هدف من از شرکت در اون کنفرانس، تنها اعتلای علمه و بس. استاد هم اصرار داره که برو!! استاد تا 10 خرداد بیشتر نمی یاد دانشگاه. من تو این مدت چجوری این همه کار رو انجام بدم ؟!؟!؟! تازه اگه بخوام برم کرمان که هیچی. وای دلم کرمانه. خدا........ (صدایی متناظر با جیغ).

اما کادوی تولدم حسابی غافلگیرم کرد. طفلکی بابا. کلی پیاده شده بود. البته رفتم و طرحش رو عوض کرم. خدایی ساعت رو ببینین. ارتفاع سنج، فشار سنج، دما سنج، کرنومتر، 2 تا آلارم و ... فکر می کنم زمان رو هم نشون بده. !!!!! خوب یکی از آرزوهام برآورده شد.  

ببخشید می دونم قاطی پاطی بود. دعا کنید. مهدی.

ای کاش که باز گردد آن افــسانه
آن کودک و آن کبــــــوتر و آن لانه
ای کاش که بچه باشـم و بابا هم
فریــــــــاد زند: مگر نیایی خانه!!

/ 7 نظر / 7 بازدید
سعید

تولدت مبارک. کادوت هم واقعا خوشگله. موفق باشی.

مریم

سلامممممممممممممممممممممم خوب هستیددددددددددددددد؟ ببخشید کامنتئونی پر شد[خجالت] ساعتتون خیلی خوکشلههههههههه[قلب](چه بابای باسلیقه ای)[لبخند]((واقعا مهندسی بود ساعته[نیشخند]) مبارککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک[هورا][هورا][هورا][هورا]

مریم

چه لطيف است حس آغازي دوباره، و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس... و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن! و چه اندازه شيرين است امروز... روز ميلاد... روز تو! روزي که تو آغاز شدي! تولد مبارک

مریم

بازم سلام می دونم این مدت خیلی رو اعصابتون راه رفتم[خجالت] اومدم 7مین روزگیتونم تبریکککککککککککککککککککککککککک بگم و برم(به خدا دیگه تو این پسته نمی یام واسه کامنت) راستی آقای مهدی اگه از حرفام اون روز (که گفتم چرا کامنتامو نذاشتید ) ناراحت شدید مهذرت می خوام اخه خیلی ناراحت شدم که تاییدشون نکردین[ناراحت] یه سری به این وبلاگwww.ahamidp.irبزنید یه پستی گذاشته در مورد همون روز ریاضیات خیلی جالبه[لبخند] موفق باشید[گل][گل]

مریم

سلام رفتید کرمان؟ [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مریم

سلاممممممممممم شماااا کجایییییییییییییییید؟ اگه از من بپرسید می گم همش سر کلاسم[ناراحت][گریه]

یه مریم جدید

سلام - تولدتون مبارک -نمی دونم موفق شدید بیایید کرمان یا نه ولی اگه نیومدید خیلی ناراحت نباشید چون من که رفتم پشیمونم فقط باغ شازدش خوب بود- به همه چیز می رفت جز کنفرانس ....